
امروز دوشنبه است و دل من تنگ است
چندی است که آسمان من شبرنگ است
مهتاب منی و به فلک نقش زدی
زنهار! وفای آسمان نیرنگ است

پنجه می سایم به خالی باد می روبم به صحرا
مشت می کوبم به دیوار آب می ریزم به دریا
خنده هایم سرد سرد و گریه هایم رنگ درد
آسمانم تنگ و تاریک شعله می جویم ز سرما