تبليغاتX
.::.عاصی.::.
و انسان، آنسان که می اندیشید پاک نبود...

چه می دونم چزا اینجوریه...

 تمام زندگی زنجیر غم بود

تمام لحظه ها در گیر غم بود

گمان کردم که این تب مال عشق است

ولی افسوس تب واگیر غم بود!!!

 همینه که هست!!!!

منم و یک دل تنها و سکوتی مبهم

منم و چشم پر از اشک و دلی پر ماتم

جای تو عکس تو را بوسه من می نوشد

منم و عکس تو و خاطره هایی درهم

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 15:54  توسط میثم  |