
فنجان پر از قهوه- دستان پر از خالی
تقدیر من تنهاست- ای دل ز چه می نالی
این قهوه تلخ انگار- آیینه یک فصل است
یک فصل بدون تو- بی هیچ تسلایی
می نوشم و می گویم- مانند همین قهوه
یک روز تمام است این- دلتنگی و تنهایی
بگذار که با یادت- نیت کنم و آنگاه
از روی تفنن هم- امشب بزنم فالی
فالم چه عجیب افتاد-چشمان تو در فنجان
تعبیر دلم این است- فرداست که میایی...